دانشگاه کلمبیا، و حقایق 29 ساله

 

الف. بیقرار

شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه ای که بعنوان گرامیداشت خدمات یار قدیمی و همکسوت خود، آقای جمی امام جمعه آبادان در این شهر برگزار شده بود، برای بزعم ایشان بی حرمتی که در دانشگاه کلمبیا به احمدی نژاد شده بود، به جلز و ولز افتاد، و با همان شیادی همیشگی که شاخصه بارز، و از نمادهای شخصیتی ایشان می باشد، گفت : برخورد غیر مودبانه آمریکائیها نسبت به میهمانشان، برای من روشن نمود که ملت و دولت آمریکا با چنین برخوردی نمی توانند افتخار یک ملت متمدن را داشته باشند، و معتقد است که این رفتارشان از دست و پاچگی و شکست روحی شان حکایت داشت. 

شیخ در ادامه سخنان خود پس از مشتی دروغ پردازی و تعریف و تکریم های متداول از خدمات آخوند جمی که در میان این قبیله مرسوم است. با اشاره به سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک و در رابطه با برخورد به گفته او توهین آمیزی که لی بولینجر رئیس دانشگاه کلمبیا با رئیس جمهور اسلامی داشت، افزود : آنها جنگ روانی بر علیه ما راه انداخته اند که در نهایت خودشان آسیب خواهند دید.

البته حاج اکبرآقا روشن نکرد که چرا چنین جنگی باید از داخل یک مرکز دانشگاهی و آکادمیک و آنهم از مرکزی چون دانشگاه کلمبیا، و از اینها مهمتر از سوی رئیس آن دانشگاه صورت بپذیر؟؟ مگر همین دانشگاه و دیگر دانشگاههای آمریکا در سنوات و سالهای گذشته پذیرای رئیس جمهور سابق شما نبودند، و شما از چنان دیدارهائی حداکثر استفاده را نبردید؟؟ مگر فراموش کرده اید که از حضور محمد خاتمی در دانشگاههای آمریکا چه بهره برداری هائی نمودید، و چه جنگ روانی را نه برعلیه آمریکا، که بر علیه ملت ایران براه انداختید؟ هنوز کثیری از مردم ایران موضوع گفتگوی فرهنگها و تمدنها و اینکه رژیم شما چه منافعی از طرح چنین مسئله ای را بنفع خود، و در جهت استحمار مردم بکار بردید را از یاد نبرده است. و حالا چه شده است که با یک سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا که بنظر می رسد تماماٌ منبطق با واقعات جامعه ماست، همه تان این چنین به غلیان درمی آیید؟؟ از آنسو به اصطلاح دکتر عطاالله مهاجرانی، از اینسو دار و دسته مجاهدین انقلاب اسلامی و نمایندگان مجلس و ... و شما که کارنامه تان در نزد مردم ایران چندان محرمانه و پوشیده نمانده است!!

برای ما ایرانیان که مدت 29 سال است شاهد انواع و اقسام توهین ها و حتی هتاکی های هزار بار بدتر، و به لحاظ محتوائی کثیفتر از واژگان بکار برده شده از سوی رئیس دانشگاه کلمبیا نسبت به دولت مردان آمریکا بوده ایم، معتقدیم که نباید سخنان هاشمی رفسنجانی را چندان جدی تلقی نمود، چراکه منطقاً چنین به نظر می رسد سخنان حاج علی اکبرخان در چنین شرایطی یک تاکتیک سیاسی است و بطور قطع ایشان در بطن خود از بیان چنین الفاظ و مطالبی که در دانشگاه کلمبیا نسبت به احمدی نژاد مطرح شد، قند در دلشان آب شده بود. اما از جهت اینکه بار دیگر حاج آقا را از گذشته آگاه نمائیم، برخود لازم و بایسته دانستم تا با ذکر چند نمونه از صدها موارد توهین ها و هتاکیهای رژیم جمهوری اسلامی که در طی 29 سال گذشته نثار دولت آمریکا شده، و آنها هیچگاه « به غلط یا درست » در مقابل چنین بی حرمتی هائی اینچنین به بال بال زدن نیافتاده اند اشاراتی داشته باشیم، تا شاید حاج اکبرخان هاشمی بخود بیاید و درخلوتش با خود بیاندیشد. 

1 - آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی « بهرمانی » گویا فراموش کرده اند که آقای خمینی در همان آغازین روزهای انقلاب و جلوس حضرتشان بر تخت رهبری انقلاب، خطاب به آمریکائیها از چه واژگان زشت و توهین آمیزی سود می بردند. نمونه آن اینکه : می گفتند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این عبارت که همین حالا هم بعنوان یکی از شعارهای محوری و از جمله گزیده های سخنان آقای خمینی یا « امام ره » بر در و دیوار شهرها و در هر کوی و برزن و حتی در ادارات و مدارس با قلم درشت در ابعادی بدرشتی « بیل » نوشته شده توهین تلقی نمی شد و نمی شود؟؟

2-  اینکه مدت 29 سال است حکومت اسلامی پرچم یک مملکت بنام آمریکا را در هر مناسبتی به آتش می کشد، یا در مراسم سان ورژه نیروهای مسلح و غیرو این پرچم را بر کف زمین نقاشی می کنند تا نیروهای رژه رونده آنرا لگد مال کنند و برآن پای بکوبند، اهانت که نه،، توهین و از توهین بدتر به یک ملت و دولت آن کشور محسوب نمی شود؟؟؟

3 آیا بالا رفتن مشتی از عناصر تندرو انقلابی، با عنوان دانشجویان خط امام از دیوار سفارت آمریکا و اشغال آن، و به گروگان گرفتن کارکنان سفارت بمدت 444 روز برخلاف تمامی موازین بین المللی و نادیده گرفتن حقوق بین الملل یک اهانت و یک فحاشی و قلدری احمقانه، و از همه مهمتر یک اعلام جنگ با آمریکا نبود؟؟؟

4 آیا 29 سال عربده کشی و نعره زدن در قالب شعار مرگ بر آمریکا در گستره حکومت ولائی شما که شخص شخیص جنابعالی یکی از بانیان اصلی طرح و استمرار این شعار بوده اید، و اخیراٌ به دروغ ادعا کرده اید که در سال 1363 خواستار لغو آن از برنامه های تبلیغاتی رژیم شده بودید، یک توهین سه دهه ای بحساب نمی آید؟؟؟ و... که در این مجال نمی گنجد.

شیج علی اکبر هاشمی رفسنجانی و شرکاء ایشان در نظام اسلامی، گویا بر خلاف آن تیزهوشی و ذکاوتی که برخی فکل کراواتی های نان خور رژیم بدان معتقدند، از یاد برده اند که حتی پس از مرگ خمینی و نشستن خامنه ای بر تخت و تاج سلطنت ولائی و خلافت مطلقه، شعارها و توهین های خیلی بدتر از آنچه که بدان اشارت رفت را نثار دولت آمریکا که بهر صورت منتخب ملت آمریکاست کرده و متأسفانه دولتهای پیشین آمریکا بنا به دلایلی خاص بویژه منافع اقتصادی تمامی آن هتاکی ها را نادیده گرفتند و بقول ما ایرانیان همه آنهارا « لاسبیلی » درکردند.

در متون تاریخی و ضرب المثل های این سرزمین داریم که می گوید جواب« های »، « هو » است. پس امروز وب عداز 29 سال «های » کشیدن شما حضرات و امت خاص همیشه در صحنه تان ظاهراً نوبت به « هو » رسیده است.

آنچه که در دانشگاه کلمبیا گذشت، و آنچه را که رئیس این دانشگاه در استقبال از احمدی نژاد بر زبان آورد، در واقع همان « هو » و نتیجه تمامی کنشهائی بود که رژیم اسلامی، منجمله همین آقای هاشمی رفسنجانی، بمدت 29 سال بر زبان جاری کرده اند. اگر آقای بالینجر بعنوان میزبان احمدی نژاد با واژگانی چون دیکتاتور کوتوله و بی رحم و الفاظی مشابه از میهمانشان استقبال نمودند، این تیر از چله کمان رها شده نه فقط به احمدی نژاد که همه آقایان فعلاً حاکم بر کشور را هدف گرفته بود. هاشمی باید این را بپذیرد، که حتماً هم این حقیقت را دریافته است. چراکه  احمدی نژاد فقط دو سال است از گنداب بوی ناک این رژیم بیرون آمده است.

صرفنظر از تمامی بازیهای رسانه ای و آنچه که برای پرکردن برنامه رسانه ها بخورد مردم داده شد، ولی یک واقعیت انکار ناپذیر در این حیص و بیص رخ نمود و آن اینکه بالاخره یک آمریکائی در کسوت رئیس دانشگاه کلمبیا با شهامت و شجاعت وصف ناپذیر یک حقیقت 29 ساله را که در برزخ بازیهای سیاسی و در چنبره مصلحت های اقتصادی گرفتارآمده است را از تریبون یک جایگاه معتبر علمی، هم به اطلاع دولتمردان خودش و هم بگوش جهانیان رساند مبنی بر اینکه چه قوم و قبیله ای بر سرزمین کورش و داریوش، فردوسی و حافظ و سعدی و خیام و رودکی و مولانا حاکمند.

مگر شاخصه های یک حکومت استبدادی و یک دیکتاتور، چه کوتوله و چه در قد و قامت هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و غیره، بجز در اعدامها، زندان و شکنجه ها ، چپاول و غارتگریها، حمایت از تروریسم جهانی آنهم در قالب تروریسم بنیادگرائی اسلامی چگونه می تواند تجلی یابد؟؟؟

هاشمی رفسنجانی و بسیاری از آنهائیکه نسبت به پذیرائی رئیس دانشگاه کلمبیا از احمدی نژاد، و آنچه که ایشان در خطابه خود در تقبیح احمدی نژاد که بنوعی می توان آنرا در شماتت از کل حکومت اسلامی ارزیابی نمود، معترض شده و آنرا یک توهین تلقی نمودند، باید ببینند که نظر ملت ایران در این باره چه بوده است. آنچه که امروز در سطح جامعه دهان به دهان می چرخد و سینه به سینه انتقال می یابد اینست که: حرفهای رئیس دانشگاه کلمبیا در حضور احمدی نژاد نه یک توهین ! که بیان یک واقعیت تاریخی بود.

هاشمی و امثال هاشمی ها نباید فراموش کنند که در عصر اینترنت و موبایل و فکس و ماهواره و... زمان محو اسناد یا سانسور واقعیات سپری گردیده و به همین دلیل روزی که چندان هم دور بنظرنمی آید، هم هاشمی رفسنجانی و هم احمدی نژاد و دیگرملایان حاکم بر کشورمان به همراه لابیستهای آنان باید پاسخگوی عبارات و اتهاماتی باشند که بخشهائی از آن در دانشگاه کلمبیا از زبان آقای بالیجنر بیان گردیده باشند.

 

ایران - تهران   6/7/86