جنبش براندازي در ايران به پيروزي نزديك مي شود

بعد از گذشت بیش از يك ربع قرن از شورش خائنين، مزدوران و فريب خوردگان براي ويران كردن ايران اهورائي، كه نتايج آن بر مردم ايران و جهان كاملاً آشكار مي باشد، همواره مقوله اي به نام ستون پنجم توانسته است حركت آزادي خواهانه مردم را به بيراهه بكشاند و در شرايطي كه ۹۰% از مردم ميهن ما مخالف حكومت مستبد و جاني هستند باز نتوانستند اين حكومت را سرنگون سازند چرا ؟!

ستون پنجم رژيم متشكل است از مزدوران آن در ايران و در خارج و بدليل حمايت مالي و معنويِ حكومت اسلامي، استعمارگران و دشمنان ايرانزمين، اين افراد در راديوها، تلويزيون ها، روزنامه ها، انجمن هاي فرهنگي، گروههاي سياسي ـ اجتماعي در داخل و خارج ايران نفوذ كرده اند و تعدادي از آنها را نيز بوجود آورده اند و براي استمرار و تحكيم اين حكومت جاني و دزد از هيچ گونه خيانتي رويگردان نبوده و نيستند و ننگ و نكبت اين حكومت را براي مردم سيه روز ميهن ما به ارمغان آورده اند.

اين مزدوران از تمام ترفندهاي حكومتي و عناصر وابسته به آن حمايت و تبليغ كرده اند و تا امروز توانسته اند جنبش براندازي را كه از همان روزهاي نخست بعد از شورش آغاز شده بود به انحراف بكشانند.

ما اكنون به اين عوامل و مزدوران ستون پنجم رژيم و كساني كه براي ادامه زندگي پلید و نكبت بار خود با خفت و خواري با قبول وجوهي از حكومت ضد ايراني خود را در اختيار دشمنان ايرانزمين گذاشته اند و راه خيانت را عليه فرزندان ميهن ما مي پيمايند هشدار مي دهيم :

ملت ايران فراموش نخواهند كرد، كه اينها در فريب دادن مردم و انحراف جنبش هاي آزادي خواهانه و رهائي بخش مردم ميهن ما نقش بزرگي را ايفا كرده اند و باعث استمرار كشتار، شكنجه و سنگسار ميهن پرستان و فرزندان ميهن بوده اند و از سوي ديگر باعث تباهي روحي و شخصيتي ملت بزرگ ايران و نابودي اقتصاد كشور و ايجاد فقر و فساد در ميان مردم شريف ما بوده اند، اينها چگونه جوابگو خواهند بود؟

اين افراد در صورتي كه شيوه رفتار ضد مردمي خود را تغيير ندهند از هيچ گونه بخششي از طرف ملت غيور ايرانزمين برخوردار نخواهند بود و به شدت مجازات خواهند شد.

مردان سياسي و نويسندگاني كه موضع گيري ايشان در مورد خميني، رفسنجاني، خاتمي و ديگر عوامل و عناصر پليد خيمه شب بازي رژيم (مدعيان اصلاح طلبي و عناصري چون طبرزدي، اكبر گنجي و ديگر مهره هاي رژيم مانند شیرین عبادی) بي تفاوت و يا دوستانه بوده است جوابگو خواهند بود.

در شرايطي كه نزديك به يك ميليون از فرزندان ميهن ما در زندان ها شكنجه مي شوند و هر روز صدها تن دچار نقص عضو شده و يا اعدام مي شوند و فساد و فقر و اعتياد و فحشا همه جاگير شده است و همچنين تعداد كودكان خياباني در ايران به حدود يك ميليون تن رسيده است و جوانان ما آينده اي تاريك و نااميد در پيش روي دارند، اينها چگونه جوابگو خواهند بود؟

چگونه اين افراد توانستند به نام رهبر سياسي، روشنفكر، پژوهشگر، تاريخ شناس، شخصيتهاي فرهنگي، روزنامه نگار، مخبر و برنامه ساز، چنين ستمها و جنايتهايي را بر ملت ما روا دارند و در استمرار و تحكيم حكومت مرگ و تباهي اسلامي كوشا باشند؟! و چه آسان و ارزان خود را مي فروشند و در نابودي فرزندان كورش و داريوش و سرزمين اهورائي، همدست دشمنان ايرانزمين مي شوند؟

كساني كه مبارزه مسالمت آميز را بصورت بيانيه، مانيفست و فراخوان براي اتحاد مطرح مي سازند، بايد بدانند كه اين روش بيانگر چگونگي مبارزه براي نجات ايران از چنگال اين شياطين مذهبي نيست و با مقوله براندازي و رهائي ايرانزمين و خواست واقعي مردم ايران تفاوت فاحشي دارد و هيچ گونه ارتباطي مابين اينگونه فعالين و هواداران مبارزة مسالمت آميز و ملت بپاخاستة ايرانزمين وجود ندارد.

واقعيت آن است كه اكثر امضاء كنندگان اين بيانيه ها و فراخوان ها و طراحان اتحاد و وحدت، مخالف سرنگوني اين حكومت كشتار هستند و بواسطه همبستگي ها و منافع مشتركشان با حكومت، موافق مشروط آن هستند و براي اينكه بالاخره اين شرط پذيرفته شود، تز مبارزة مسالمت آميز و نافرماني مدني و رفراندم در داخل رژيم با ناظران بين المللي را براي حفظ رژيم مطرح نموده اند.

در يك كشوري كه مدنيت وجود ندارد و روابط اقتصادي و اجتماعي مستبدانه حاكم است و احتياجات حكومت از طريق اقتصاد تك محصولي بر پاية فروش نفت و چپاول ثروت هاي ملي رفع مي شود، نافرماني به اصطلاح مدني هيچ آسيبي به حكومت نخواهد زد و اين ترفند ديگري است.

از نظر ما رفراندم بعد از براندازي حكومت اسلامي قابل برگذاري است و در آن نمايندگان واقعي مردم ايران و رهبران سياسي ـ اجتماعي و احزاب ميهني، ناظر خواهند بود، و از تمام روزنامه نگاران جهان براي درج خبر رفراندم دعوت خواهد شد.

مقوله رفراندم يا همه پرسي معمولاً از نظر سياسي در مواقعي صورت مي گيرد كه كشور در بن بستي قرار گرفته كه حكومت يعني مجموعه قواي مجريه، قضائيه و مقننه نمي توانند براي آن مشكل، راه حل بيابند و چون مشكل از نظر ملي، سرنوشت ساز است تصميم گرفته مي شود كه در اين زمينه رأي مستقيم مردم را داشته باشند و معمولاً پاسخ رفراندم يكي از دو مورد سئوال است كه يا انتخاب يك مورد است و يا گفتن بله يا نه.

 

همبستگي

روش گفتاري و كرداري ما همبستگي و اتحاد اپوزيسيون واقعي ملت ايران را امكانپذير كرده است و اكنون مابين سازمان پارس و شوراي براندازي با ملت ايران و اپوزيسيون واقعي همبستگي و اتحاد كامل وجود دارد.

با نگاهي از اپوزيسيون در مي يابيم كه مجموعه اي است از حزب ها، گروههاي سياسي، جنبش ها و افرادي كه داراي يك نوع خط فكري و مشي مبارزاتي نمي باشند. اپوزيسيون با چنين تركيبي در مقابل خود يك دشمن دارد و هدف او سرنگوني آن دشمن و جايگزيني آن با باورهاي فكري خودش.

اپوزيسيون اگر نگوئيم در همه موارد لااقل در بسياري موارد بيش از آنكه با دشمن مخالفت مي ورزد با ساير گروههاي تشكيل دهنده اپوزيسيون اختلاف فكري دارد.

اما در شرايط فعلي مي توانيم اپوزيسيون ايراني خارج كشور را به چهار گروه شناخته شده تقسيم كنيم:

يكي جبهه ملي است كه گذشته از انشعابات متعدد و از دست دادن وحدت و تمركز فرماندهي با جهت گيري جديد، ديگر آن جايگاه و پايگاه را در اپوزيسيون خارج كشور ندارد.

مشروطه خواهان و تمامي طرفداران رژيم سابق كه طيف سلطنت طلب و هواداران فلسفه تاريخي پادشاهان را در بر مي گيرد كه نقاط مثبت و منفي مبارزاتي اين گروه، يكي همان است كه گريبانگير جبهه ملي شده يعني از دست دادن وحدت و تمركز فرماندهي كه موجب مي شود نيروهاي بسيار ميهن پرست در جهات مختلف سمت و سو بگيرد و هدر رود.

در صورتي كه اگر اين نيروها چون يك دايره داراي مركزي باشد و تمام جهت گيري آن بسوي آن مركز باشد بصورت نيروئي بسيار سهمگين در مبارزه با دشمن درخواهد آمد. اما نقطه بسيار روشن و مثبت در اين گروه آن است كه خواستهاي آنها ريشه در تاريخ و تمدن ايران دارد و قانون اساسي پادشاهي مشروطه ايران اگر هم بصورت جمهوري مشروطه به شكل دمكراتيك،لائیک، عادلانه، انساني و ميهن پرستانه تنظيم شده باشد خواهند پذيرفت، به دليل اينكه بيشتر آنها مبارزه مي كنند براي رسيدن به ايراني آزاد، آباد و سرافراز.

جنبش چپ : دوران پيدايش و شكوفائي همبستگي چپ در ايران از يك قرن مي گذرد. اين جنبش با اينكه متكي به نوعي فلسفه علمي بسيار غني جهان مي باشد و هدف آن عدالت اجتماعي و اقتصادي است ولی عملی نیست و به دو علت در ايران پا نگرفته است: نخست اينكه بافت سياسي ـ اجتماعي مردم ايران آماده پذيرش منشورهاي آنها نيست و دوم اينكه با برخي عملكردهاي تاكتيكي بويژه در دهه اول و دوم پس از جنگ جهاني دوم در فضاي سياسي ـ اجتماعي ايران دربارة روش هاي آنها تعبيرهاي مناسبي نمي شود البته پس از فروپاشي اتحاد شوروي اين جنبش در ايران نظير تمام كشورهاي جهان دچار تفرقه، جدائي و چند شعبه گرائي شد. در خارج از كشور، مبارزات تئوريك جنبش چپ قابل ملاحظه بوده است ولي آيا سئوال آن است كه از نظر اكسيون تا چه اندازه با روش هاي انقلابي مورد قبول آنها توانسته اند در ايران، حكومت را مورد حمله و تزلزل قرار دهند سئوال همين جاست.

گروههاي متفاوتي كه تحت عناوين مختلف از راست راست گرفته تا چپ راديكال كه با حكومت اسلامي مخالف هستند.

پس از انقلاب، بسياري از ميهن پرستان به اين نتيجه رسيدند كه تفرقه اپوزيسيون آب به آسياب دشمن ريختن است و با تمام نيرو تلاش كردند كه آنها را با يكديگر همبسته و متحد كنند ولي تمام اين مردم ميهن پرست و خوش دل نتوانستند به چنين هدفي برسند چرا؟

چون هر يك از گروههاي اپوزيسيون در نظر داشت كه هويت سياسي ـ اجتماعي خود را حفظ كند و در آن مجموعه اي كه مي بايستي شورايي مي بود و عنوان رهبر داشت بوجود نيامد در حالي كه از اين تجربه تلخ بیش از  يك ربع قرن مي گذرد جنبش ما به اين نتيجه رسيده است كه اتحاد كاركردي در اپوزيسيون عملي نيست، چرا كه هر گروه سياسي ـ اجتماعي در اجراي تاكتيكهاي خود ميل دارد مستقل باشد و زير چتر ديگري قرار نگيرد. ولي همگي با رهبري شورايي براي براندازي موافقت دارند.

ما گفته ايم همبستگي و همسو شدن در هدف، همان استراتژي تعيين كننده در وجود اپوزيسيون واقعي است كه آن براندازی و سرنگون كردن حكومت اسلامي، براي ايجاد دمكراسي و مردم سالاري در ايران است. ما براندازي را مركز همبستگي و اتحاد قرار داديم چرا كه اگر مختصري از اين راه منحرف شوند بخوبي شناخته مي شوند كه ايشان به نوعي در مجموع همبستگي، يك تافته جدا بافته هستند.

با اين روش، سازمان پارس و شوراي براندازي به نتايج مطلوب دست يافته است و توانسته است اپوزيسيون واقعي را در هدف براندازي همسو نمايد و جنبش سپید براندازي را كه خواست واقعي ملت ايران است هدايت كند و به پیروزی رساند.

ما همواره در حال يارگيري و افزايش انسجام نيروهاي مبارزه و برانداز درون و برون مرز هستيم، و با همسو نمودن انديشه و بيان و كنش اين نيروها در ايجاد يك شوراي رهبري مؤثر خواهيم بود، شورائي كه مي تواند بعد از براندازي از ايجاد هرگونه ديكتاتوري و سودجوئي فردي يا گروهي جلوگيري كند. و ملت ما در يك فضاي باز سياسي ـ اجتماعي و با مهر و دوستي بين ايرانيان از هر گروه و دسته و حزب سياسي، براي آيندة سرزمينشان تصميم خواهند گرفت و فردائي پربار و سرافراز را براي خود و نسلهاي آيندة ايران بنيان خواهند گذاشت.

مكانيزم و روش براندازي و زمينه سازي دمكراسي

بطور كلي انقلاب، دگرگوني بنيادين يك سيستم است كه در آن رژيم حاكم دچار فروپاشي مي شود و نظام ديگري به جاي آن مي آيد. انقلاب، يك حركت تخريبي و بنيان برافكن است كه طرفداران آن با نظام سابق دشمني و خصومت دارند و نوعي حركت عمودي است كه شرايط سياسي ـ اجتماعي يك جامعه در اثر آن بهبود يابد، اما، اصلاح آن است كه در درون يك نظام و از نظر عملكرد، گروههاي سياسي مخالف موجود باشند و در نظر داشته باشند كه بخشي از قوانين يا مقررات و يا سازماندهي و يا مديريت جامعه را تغيير دهند تا در جهت بهتر شدن منافع و مصالح مردم باشد. اينكه خاتمي مي گفت من مي خواهم اصلاحات كنم دو اشكال داشت : نخست اينكه او نمي توانست انقلاب را كه در ذات خودش اصلاح پذير نيست بلكه تخريبي است اصلاح كند و تا هنگامي كه اين حكومت، فضاي انقلابي را در جامعه حفظ كند هيچ گونه اصلاحي عملي نيست و بعد اينكه او با اين شعار فقط مي توانست دردهاي مردم ايران را از طريق گفتار درماني معالجه كند به همين علت در تمام مدت هشت سال حتي يك بار نتوانست بگويد مي خواهد چه چيز را اصلاح كند چون از نظر مردم ايران اولين چيزي كه بايد اصلاح شود حذف ولي فقيه از فرهنگ سياسي ـ اجتماعي ايران است. ولي دیدیم كه او خودش نسبت به ولي فقيه حالت نوكر منشي داشت و همواره در روي همين پاشنه گرديد و بايد خوش باور و ساده انديش باشيم كه تصور كنيم كه او مي خواست اصلاحات كند.

برخي در داخل ايران و حتي در خارج معتقد هستند كه بايد قانون اساسي تغيير كند. در اينجا بايد به يك نکتة بسيار دقيق توجه كرد و آن اين است كه اين افراد بطور ضمني، كادر كلي رژيم را قبول دارند يعني طرفدار حكومت اسلامي هستند و مي خواهند تغييري در سطح افقي پيدا شود مثلاً يك اصل با اصل ديگر حذف شود يا اضافه گردد كه اين هم دردي از ملت ايران دوا نمي كند.

اما براندازي، در ظاهر، بنظر مي رسد كه يك عمل مسلحانه و انقلابي است ولي چنين نيست در عمل، سياسي ـ اجتماعي، مردمي و دموكراتيك است ولي در نتيجه دگرگون كننده و سازنده است و از قيام همگاني مردم و حمايت نيروهاي مسلح ملي سرچشمه خواهد گرفت.

حال به چه وسيله مي شود اين حكومت را منقرض كرد؟

۱- با كودتا: به هيچ وجه از نظر كارشناسان سياسي ـ اجتماعي و استراتژيك جهان مورد توصيه نيست و تجربه هاي تلخ چند حركت كودتاگرانه قبلي نيز هنوز از خاطر ما مردان مبارز و آزادي خواه نرفته است و به هيچ وجه راضي نخواهيم شد كه ايران لبنان ديگري بشود.

۲- از طريق انقلاب: كه معمولاً در جهان اگر يك انقلاب نتيجه خوب داشته باشد مردم آن كشور دوباره انقلاب نخواهند كرد و اگر نتيجه بد هم داشته باشد باز هم انقلاب نخواهند كرد چون آثار بد و پليد انقلاب قبلي آنها را از هر چه انقلاب باشد بيزار و متنفر كرده است و ديگر به هيچ وجه انقلاب نخواهند كرد درست مثل انقلاب در ايران. آنها كه در ايران و جهان از الفباي علوم سياسي آگاهي دارند بخوبي مي توانند اين نظريه را تأييد كنند كه تا چه حد مردم ايران از انقلاب روحاني نمايان كه خود را متولي آن مي دانند نفرت دارند.

۳- از طريق شورش: بطور كلي شورش هاي محلي سازمان نيافته قابل سركوب هستند. گاهي در بعضي از كشورهاي آمريكاي لاتين ديده شده است كه برخي از اين شورش هاي محلي به نتيجه كلي در سطح جامعه رسيده است كه در كشور ما با توجه به ابعاد جغرافيايي و بسياري ويژگي هاي سياسي تاريخي چنين حركتي هرگز مورد توجه و نتيجه بخش نيست.

۴ـ  براندازي از نظر ما با قيام ملي امكان پذير است و بزودي انجام خواهد گرفت. ما امروز به نوعي تاكتيك و برنامه ريزي احتياج داريم كه پايه هاي اين حكومت ستيزه جو را به لرزه درآورد و قيام ملي را بوجود آورد و در انتها براندازي صورت گيرد.

ملت ايران اطمينان دارد كه تا زماني كه براندازي اين حكومت ضدايراني صورت نگرفته است، ما و نسلهاي آينده هرگز روي خوشي و شادي را نخواهيم ديد. آينده، زماني بر ما ايرانيان لبخند خواهد زد كه گريبان مام ميهن را از چنگال خون آلود اين دشمنان ايران نجات بخشيم.

كساني كه فعاليت و مبارزه منفي براي استمرار حكومت اسلامي كرده اند، و نه اينكه مبارزه مثبت براي سرنگوني حكومت و همچنين همواره براندازي را محكوم كرده اند، نمي توانند كادر رهبري مناسبي در جنبش سپید براندازي ملت ايران باشند.

 

تاكتيك هاي ما در جنبش سپید براندازي آنست كه تمام مردم ايران با توجه به آگاهي هاي سياسي ـ اجتماعي و تجربيات مبارزاتي كه براي رهائي دارند و با رهنمودهاي شوراي براندازي آنچنان تجهيز و بسيج شوند كه با يك حركت تند و سريع در يك قيام همه جانبه ملي حكومت را سرنگون سازند، تا زمينه استقرار حاكميت ملي فراهم شود. دشمنان ما بدانند تا روزي كه شيرزنان و آزادمردان دلاور ايرانزمين مي خروشند خواب راحت نخواهند داشت و فرزندان ایرانزمین سرزمين اهورائي را از شر دزدان و قاتلان پاك خواهند كرد.

هم اكنون مبارزات سازمان پارس و شوراي براندازي از مرحله سياسي ـ گفتاري به مرحله عملياتي خود نزديك مي شود و بزودي ضربات كشنده اي بر پيكر كثيف و فاسد اين حكومت شيطاني فرود خواهد آورد و با همراهي تمامي ملت ستمديده ايران، بزودي روز قيام ملي را گرامي خواهيم داشت و جنبش سبید د براندازي پيروز خواهد شد و در پيرو آن، امينت، آرامش، رفاه، عدالت و غرور و افتخار به سرزمين اهورائي، سايه خواهد افكند.

دکتر آرمان نوری

رهبر جنبش سپید براندازی