گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Avril 2009 - n° 79

ائتلاف منحوس رفسنجانی، رضا پهلوی و مجاهدین خلق


 
 
             

پس از افشاگری های متعدد از طرف سازمان ها، گروهها و اشخاص مختلف در مورد روابط صمیمانه سیاسی - اقتصادی خانواده رفسنجانی با فرح دیبا و رضا پهلوی و جلسات مشترک مداوم و متعدد پهلوی چی ها و مجاهدین خلق با عوامل رفسنجانی در جزیره کیش، لندن، پاریس، بروکسل و لس آنجلس با هماهنگی انگلیسی ها در مسیر استمرار حکومت اسلامی در ایران و ادامه ضرب و شتم و شکنجه و اعدام مردم ایران برای به یغما بردن بیشتر سرمایه و ثروت ملت ایران، احتمال سناریوی جدیدی از طرف سیاست های استعماری جهان برای بهره برداری نوین از این مثلث تاریکی (رفسنجانی، رضا پهلوی و مجاهدین خلق) می رود. 

مردم ايران از ترس به قدرت رسيدن پهلوي چی ها به سرکردگی رضا پهلوی شیاد، خائن و مزدور، رفسنجانی و مجاهدین خلق به سرکردگی مریم رجوي تروریست اسلامگرای سرخ و مزدور انگلیس، در براندازی حکومت اسلامي ترديد مي كنند. مردم ايران نه خواهان بازگشت پهلوی چی ها می باشند و نه مجاهدین بنیادگرای اسلامی. خاندان پهلوی در حال حاضر ثروت و سرمایه شان به 65 میلیارد دلار می رسد که از ملت ایران به یغما برده شده است و این سرمایه و ثروت با شراکت با مافیای رفسنجانی در سرمایه گذاری های خارجی و شرکت های تولیدی و صادرات و واردات در خارج و داخل کشور رو به افزایش است.

به مدت 30 سال است كه جنبش براندازی برای نابودی حکومت اسلامی با حامیان ملایان حاکم در ستيز است. اساس شكست جنبش بخاطر آن است كه اپوزيسيون با دو نيروي ضد براندازی مترادف شده است، آن دو نيرو عبارتند از پهلوي چی ها و فرقه مجاهدين خلق.

هر بار كه مردم مي توانستند حکومت اسلامي را سرنگون کنند، از ترس آنكه مگر اين دو نيرو بقدرت برسند، در به سرانجام رساندن هرگونه حرکت حکومت برافکن مردد شدند و به اينگونه شیاطین مذهبی در ایران پس از 30 سال هنوز در ارکۀ قدرت می باشند.

اگر امروز مجاهدين يا پهلوی چی ها به كمك آمريكا و انگلیس و اسرائیل در ايران بقدرت برسند، فرادي آن مردم به خيابان رفته و شعار سرنگوني آن رژيم را خواهند داد. مشكل ما اتحاد نيروهاي سياسي با سلطنت طلبان پهلوی چی و فرقه مجاهدين خلق نيست. مشكل ما اين است كه اتحاد با اين دو نيرو، جلوي اتحاد ملت ايران را مي گيرد، كه از اين دو نيرو همانقدر منزجرند كه از حکومت اسلامي.

جنبش براندازی نيازي به رضا پهلوي ندارد كه به ما درباره ديكتاتوري حکومت اسلامي و حقوق بشر بگويد، چرا مردم اشتباهي را كنند كه در 1357 كردند و نيروهاي ضد جنبش دموكراسي خواهي را به قدرت رساندند.

از سوي ديگر فرقه مجاهدين خلق مي خواهند اسلام گرایي از نوع خود را براي ما بياورند. آنهم پس از 30 سال كه حکومت اسلامي، اسلامگرائي را بر ما تحميل كرده است. چرا اينبار بخواهيم اسلامگرایي مجاهدين كه با دشمن ايران، صدام حسين، در جنگ ايران و عراق، ضد مردم ايران جنگيدند را بقدرت برسانيم.

پهلوی چی ها و فرقه مجاهدين خلق به صورت ستون پنجم حکومت اسلامی، تشكيلات مافيایي هستند، كه مأمورينشان، يعني شعبان بي مخ ها را راه مي اندازند و به نيروهاي جنبش براندازی، با فحش و ناسزا حمله مي كنند، زماني كه رهبرانشان، رضا پهلوی و مريم رجوي، در تلويزيون زيبا و متين حرف مي زنند، همانگونه است كه حزب اللهي ها به روشنفكران حمله مي كنند و خامنه اي در تلويزيون اظهار بي اطلاعي كرده و زيبا و با لبخند مصاحبه مي كند.

رضا پهلوي احمد چلبي ايران است كه مي خواهد از آمريكا استفاده كند و به قدرت برسد و مجاهدين خمر سرخ ايران است اما از نوع اسلامگراي آن، و مردم ايران خوب آگاه هستند و نمي خواهند اجازه دهند كه اين دو نيرو شانس كسب قدرت در ايران را پيدا كنند.

بهترين كاري كه رضا پهلوي مي تواند بكند اين است كه در کار اپوزیسیون و ایران دخالت نکند و با ثروت 65 میلیارد دلاری خود بیش از این در تحکیم و استمرار حکومت اسلامی فعال نباشد و طرفداران مشروطه پادشاهی به شورای براندازی بپیوندند و بهترين كاري كه رجوي ها مي توانند بكنند، اين است كه مجاهدين را « منحل » اعلام كنند، چرا كه اين دو نيرو سد اصلي پيروزي جنبش براندازی براي نابود حکومت اسلامي و ايجاد یک رژیم مردمی سکولار و دمکراتیک هستند.

بسياري از كساني كه به اين دو نيرو پيوستند، براي مبارزه جهت پايان دادن به حکومت اسلامي و ايجاد دموكراسي در ايران بوده است و انحلال اين دو گروه، افراد صادق را آزاد مي كند تا كه به جنبش براندازی بپيوندند. بجاي آنكه وقت خود و ديگران را با افسانه سلطنت دوباره پهلوی تلف كنند و يا انرژي شان را در فعاليتهاي مجاهدين بر ضد جنبش براندازی به هدر دهند.

در آبان و آذر 1381، جنبش دانشجویي ايران اوج گرفت، اما به محض آنكه در همانوقت تلويزيون هاي مزدور رفسنجانی و رضا پهلوی در لوس آنجلس سعي كردند آنرا به روز 17 دي رضاشاه متصل كنند، جنبش متوقف شد. اين نشان آگاهي رهبران جنبش براندازی ايران و نيز نشان آن است كه تا رد پاي سلطنت پهلوی يا فرقه مجاهدين مشاهده شود، مردم كنار مي روند و برنده حکومت اسلامي مي شود، چرا كه مردم از به قدرت رسيدن مجاهدين يا احيای سلطنت پهلوی همانقدر نفرت دارند كه از حكومت اسلامی.

بر هر تحليلگر ايران واضح است كه مردم ايران سلطنت دوباره پهلوی را نمي خواهند، در نتيجه چگونه اين واقعيت آشكار از چشمان رضا پهلوي پوشيده است، جز آنكه وي در پي منافع تاج و تخت پهلوي است كه با كمك آمريكا و انگلیس و اسرائیل و استفاده از فرمول رفراندوم یا کودتا توسط رفسنجانی، در شرايط حاد و سناریوی سقوط حکومت  اسلامي، مي خواهد به آن هدف برسد.

دقيقاً همين دورنماي دهشتناك است كه مردم را در پشتيباني از جنبش براندازی مردد مي كند. همچنين به همين خاطر است كه رضا پهلوي وقت خود را صرف بحث با مطبوعات و مقامات خارجي مي كند، و نه تبادل نظر با اندیشمندان میهن پرست، چرا كه مي داند سلطنت پهلوی براي مردم ايران پايان يافته است و مي خواهد با كمك نيروهاي خارجي به قدرت برسد.

اما سال هاست كه آن زمان گذشته است كه ايرانيان تشكيلات سكولار جمهوري خواه نداشتند و پهلوی چی ها و مجاهدين مي توانستند خود را بعنوان نماينده مردم نشان دهند.

در عوض، پهلوی چی ها بعضي مقامات زمان شاه در خارج هستند كه مورد تنفر فعالين حقوق بشر هستند، چرا كه سمبل سركوب حقوق بشر در زمان شاه مي باشند، و آن عده نيز از افرادی که خواهان براندازی می باشند و امروز در خدمت سلطنت طلبان پهلوی چی هستند، در اشتباه بزرگي هستند كه شعار دروغين همه با هم خميني را، اين بار از طرف رضا پهلوي تبليغ مي كنند، زمانيكه عوامل رژيم گذشته، در پي استفاده از آنها براي بازگشت به قدرتند، همانگونه كه خميني از آنها استفاده كرد.

در رابطه با مجاهدين نيز، حتي بلند كردن عكس هاي شريعتي در تظاهرات دانشجوئي آبان و آذر 1381، به جلب پشتيباني عمومي مردم ايران از آن جنبش لطمه زد. شريعتي يادآور جمهوري اسلامي و مجاهدين است و مردم از اسلامگرایي منزجرند، چه نوع جمهوري اسلامي، چه نوع مجاهدين و چه هر نوع ديگر، و خواهان سكولاريسم كاملند.

مردم ايران چگونه ممكن است كه حكومت اسلامي مجاهدين كه شكل ديگر اسلامگرایي است را بخواهند، آنهم با آگاهي از نقض حقوق بشر، درباره حتي اعضای سابقشان، توسط آن سازمان، و همكاري آنها با رژيم صدام در زمان جنگ ايران و عراق.

ايرانيان نظير آمريكایيان خواهان رأي دادن براي رئيس جمهوري خود در يك « جمهوري سكولار » هستند. وقتي جمهوري سكولار براي خود آمريكایيان آنقدر مهم است، چرا برخي مقامات آمريكايي براي ايران سلطنت پهلوی را تجويز مي كنند. من اميدوارم آمریکا و انگلیس به روشني به رضا پهلوي بگويند كه در دوباره به قدرت رساندن سلطنت پهلوی به وي كمك نخواهند كرد و کمک های مالی و تبلیغاتی را از او دریغ دارند تا جنبش براندازی راه تکاملی و پیروزی خود را طی کند.

به همينگونه نيز اگر هر يك از اعضای مجاهدين خلق مي خواهند به جنبش براندازی بپيوندند، بهتر است كه فرقه مجاهدين خلق را منحل كنند و تشكيلات دموكراتيك شكل دهند و يا به شورای براندازی بپيوندند.

سلطنت طلبان پهلوی چی و فرقه مجاهدين خلق، 30 سال پيروزي جنبش براندازی براي نابودی شیاطین مذهبی در ایران و ايجاد رژیم سكولار و دمکراتیک را به عقب انداخته اند.

به اميد پیروزی جنبش براندازی و ایجاد ایرانی آزاد، آباد و سرافراز

 

 

 

 

 

برگشت به سرمقالات