در سال 1987 اولین مصاحبه ای که به عنوان مسئول کابینه بحران ایران در خارج از کشور با صدای آمریکا انجام دادم در آن زمانی که گروههای گوناگون اپوزیسیون هرکدام از نوع رژیمی برای آینده ایران دفاع می کرد من در پاسخ روزنامه نگار که نظرم را در مورد رژیم آیندۀ ایران سئوال کرد گفتم که این ملت ایران است که باید برای رژیم آینده ایران تصمیم بگیرد.
همانطور که همه تلویزیون های جهان در 1358 نشان دادند که میلیون ها نفر در ایران به صندوق های رأی هجوم آورده و به رژیم پادشاهی و قانون اساسی آن پشت نموده و رأی به جمهوری اسلامی دادند در فردای بعد از این رژیم مذهبی هم این مردم هستند که باید برای سرنوشت سیاسی کشور خود مجدداً تصمیم بگیرند.
با گذشت زمان شاهد بودیم که اپوزیسیون ها هم یکی پس از دیگری به این نتیجه رسیده و امروز نوع رژیم آینده کشور را در دست مردم سرزمین ما می دانند.
در رژیم مذهبی مسلط به کشور گردانندگان عقیده دارند که ملت به بلوغ سیاسی نرسیده و برای او باید قیم به نام ولایت فقیه انتخاب کرد که به جای امام فرضی دوازدهم برای آنان تصمیم بگیرد و در اپوزیسیون خارج از کشور هم معدودی انگشت شمار هستند که آنان هم با نوستالژی گذشته نوع رژیم آینده ایران را از پیش تعیین کرده و همانند مذهبیون شاید این باور را دارند که مردم ایران هنوز هوشمندی لازم را برای انتخاب رژیم کشور ندارند که به نظر من این بی احترامی و توهینی به مردمی است که در داخل کشور قریب سی سال است که در چنگال خونین اسلام ناب محمدی گرفتارند.
این عالی جنابان خارج از کشور در غرب و به خصوص آمریکا که آزادی بیان و آزادی ابراز عقیده مذهبی – سیاسی اجتماعی و ... در سیستم دمکراسی وجود دارد اگر دگراندیشی نظر سیاسی خود را به غیر از آنچه آنان برای خود خیالبافی می فرمایند اظهار دارد با زشت گویی و خارج از نزاکت از گوشه و کنار به او پرخاش می نمایند.
زمان آن رسیده که دیده باز کنند و حقایق را بنگرند.
همانند گذشته من به عقیده خود ثابت مانده ام که رژیم آینده ایران را ملت ایران باید تعیین کند ولی نوع حکومتی را که به آن رأی خواهم داد با بررسی هایی که انجام داده ام و به باورم مناسب ترین می باشد، سوسیال دمکراسی خواهد بود. توجه فرمایید که نوع رژیم به غیر از حکومت است.
در کشورهای اروپایی مانند هلند، سوئد، دانمارک، اطریش، فرانسه و غیره که دارای رژیم های متفاوت جمهوری یا سلطنتی هستند که اکثراً حکومت های سوسیال دمکرات دارند و در دهه 1990 از 15 کشور اتحادیه اروپایی 11 کشور حکومت سوسیال دمکرات داشتند.
امروزه در گوشه و کنار گیتی نسیم آزادی ملت ها وزیدن گرفته که اوصول آزادی، برابری و عدالت را خواستارند و جهان به طرف ورشکستگی قدرت های زورگو و امپریالیست ها که بر روی سرنیزه و ارتش های خود نشسته و حکومت می کنند در حرکت است و این خودکامگان از خود بی خبر تصور می نمایند که همه درها را بسته و دیوارهای بلند و خط قرمز برای ستمدیدگان کشیده اند غافل از اینکه درهای اینترنت به روی جوانان محروم و تشنگان آزادی و برابری باز است، باید خودکامگان به هوش آیند که در تاریکی دور دست خطری برای آنان هویدا است و جهان به سوی سوسیال دمکراسی نوعی که رفرمیست ها از آنچه ابتدا بود تغییرش دادند و بصورت مدرن درآورده اند پیش می رود.
در سال 1848 که جوشش مردم برای آزادی و برابری حرکت صعودی را طی می کرد پایه های قراردادهای اجتماعی دمکراتیک در فرانسه پی ریزی می شد که یک همکاری بین کارگران و لایه پایین جامعه شکل گرفت و در این راه تلاش فراهوشمندان جامعه ادامه یافت تا اینکه در سال 1889 در دومین کنگره اینترناسیونالیست سوسیالیست ها با ابتکار Fredrich ENGELS نام سوسیال دمکراسی به این همکاری و جنبش اجتماعی داده شد که خود پایه جنبش های مارکسیستی قرار گرفت و بعدها این جنبش به کلی از افکار مارکسیستی خود رهانید تا در سال 1905 اندیشمندان فرانسوی réforme رفرم خاصی در آن ایجاد کرده و بنیاد سوسیالیسم را پی ریزی کردند ولی در جنگ بین الملل اول بحران شدیدی سوسیال دمکراتها را لرزاند زیرا اختلاف زیادی بین طرفداران و مخالفین جنگ ایجاد شده بود. در سال 1959 کنگره سوسیال دمکرات های آلمان هر نوع وابستگی با ایده های مارکسیستی را به کلی باطل اعلام نمودند و مبنای سوسیال دمکراسی بر این قرار گرفت تا برای رسیدن به قدرت در کشور باید مسیر انتخابات دمکراتیک و آزاد بر مبنای برابری و دمکراسی طی کرد و بر این پایه کشورهای اروپایی غربی و آمریکا رفرم های اجتماعی پیشنهادی را با نوع انتخابات آزاد پذیرفتند.
سوسیال دمکراسی مبتنی بر یک فرهنگ سیاسی است که پولورالیسم سوسیال pluralisme و دفاع از مدراسیون modération را با حکومت لائیسیته laicité خواهد داشت که حقوق بشر سرلوحه آرمان آنان می باشد و از نظر قوانین مدنی و اقتصادی بر روی برابری و آزادی قرار دارد و به این ترتیب به باور من سوسیال دمکراسی راهی است که با آرامی روزگارانرا در می نوردد و در همه جهان گسترده خواهد شد زیرا شاهراه های ارتباطی و آگاهی ها از آزادی و رهایی از خودکامگان به وسیله اینترنت روز به روز بیشتر می شود.
اما آن نوع سوسیال دمکراسی که من به آن برای حکومت ایران آرزو دارم بر پایه سوسیالیسم جهانی است که باید رفرم هایی در آن به وسیله فراهوشمندان و اندیشمندان ایرانی به عمل آید به نحوی که با شرایط اجتماعی، سنن ملی و باورهای تاریخی ما هماهنگی داشته باشد. با مدرنیزه کردن اجتماع و تکنولوژی پیشرفته در همه امور موافقیم ولی با کپی کامل از سیستم پذیرفته غربی (غرب زدگی) occidentalisation و قبول کورکورانه آن مخالفیم زیرا این تقلید چشم بسته بدبختی می آفریند و مردم را که از باورهای ریشه ای خود جدا کنیم سرخورده شده و ناله های مردم به فریاد تبدیل شده و انقلاب پیش می آید همانطور که در 1357 ناظر آن بودیم.
مثال ساده ای بازگو کنم بعد از انقلاب خانم م که از فامیل مرفه ایران بود و با اپوزیسیون مشروطه خواهان در پاریس همکاری می کرد در شامی با یک خانواده فرانسوی دعوت شده بود داد سخن می داد که این آخوندها ایرانی نیستند و ریشه عربی دارند و با ملت ایران همبستگی ندارند ما در زمان شاه دمکراسی و آزادی کامل داشتیم ما مردمان مدرنی بودیم و پیشرفت زیادی در همه امور داشتیم بطور نمونه می گوید : فامیل من و بیشتر دوستانمان در ویلاهای خود استخر داشتیم و در تعطیلات هفته در مهمانی های فامیلی و دوستان زن و مرد برهنه بدون مایو شنا می کردیم و هیچگاه ما چادر بسر نداشتیم. میزبان که از انتلکتوئل های چپی فرانسه بود و ایران را خوب می شناخت و بارها به ایران سفر کرده بود و مقالاتی بر علیه زندانیان سیاسی و ساواک و حکومت اتوریته ایران نوشته بود و در هنگام جشن های 2500 ساله تخت جمشید رپرتاژی از زاغه های جنوب تهران و حلبی آبادها منتشر کرده بود به خانم م می گوید بله خانم شما خیلی مدرن بودید زیرا در فرانسه پلاژ یا استخرهای برهنگان nudiste هست نه در همه جا و بخصوص بین خانواده ها بعلاوه مدرنی شما تا این حد پیشرفت کرده بود که در جشن هنر شیراز روابط سکسی را در کنار خیابان و جامعه سنتی ایران به نمایش گذاشتید که ما به هیچ وجه در فرانسه و خیابان شانزه لیزه هم اجازه نخواهیم داشت. این نمونه ای از لجام گسیختگی غرب زدگی کورکورانه بود که به این روز افتاده ایم.
آن روز که هوشمندی و شعور اجتماعی و سیاسی به حدی برسد که به غیر از ما عقیده دیگری هم حق حیات دارد چپ و راست معتدل و افراطی از هر گروه به دور یک میز نشسته و دیالوگ برقرار نموده و به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم و در اثبات نظر خود به جای ناسزاگویی دلایل منطقی ارائه دهیم سوسیال دمکراسی برقرار خواهد شد.
باید آزادی و دمکراسی را فراگیریم و برای اینکه توانا باشیم لازمه آن دانا بودن و خردمند بودن است.
به ایزد اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم
ژنرال عقیلی پور
پاریس – اوت 2008
|