گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2007 - n° 53

سال ‌براندازی فرا رسید

 

 

پس از گذشت بیش از یک ربع قرن از فاجعه ویرانگر ضد ایرانی که با فریب و نیرنگ شیاطین مذهبی و استعمارگران جهانی صورت گرفت و يك حكومت مذهبي و ‏فاشيستي از بطن آن بیرون آمد، نه تنها شعارهاي متزورانه شان را زير پا نهاد، بلكه آزادي هاي اوليه مردم را نيز كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر بر آن تأكيد شده است، از همگان سلب كرد و يك ما‏فياي قدرت طلب و غارتگر با بهره جوئي از ابزار تحت كنترل خود مانند بسيج و حزب اللّه و برخي از ‏فرماندهان سپاه، ملت ايران را در ‏فضائي آكنده از ترس و اختناق و ديكتاتوري ‏فرو برد و كشوري را كه به سبب موقعيت هاي استراتژيك و ژئوپوليتيك بسرعت مي ر‏فت تا خود را از دايره كشورهاي در حال توسعه بیرون كند و به كشوري پيشر‏فته و مترقي تبديل كند، و ثبات و امنيت و صلح را تحكيم بخشد، مملكتي ورشكسته، عقب مانده و بي ثبات، با مردمي كه از همه مواهب آزادي و دموكراسي محروم شده اند پديد آورد، حكومتي كه همواره  با حمايت از تروريسم بين المللي و كمك هاي هنگفت مالي به سازمانها و گروههاي تروريستي و مخالف روند صلح خاورميانه، خطر تهاجم کشورهای خارجی و در امتداد آن احتمال تجزیه ایران عزیزمان را فراهم آورده است. 

مردم ايران آخرين ‏فرصت را به اقتدارگرايان، از راههاي مسالمت آميز براي واگذاري قدرت به مردم و يا نمايندگان آنها در چارچوب وعده هاي  خاتمي دادند، كه نويد استقرار قانون و مردم سالاري و آزادي هاي سياسي ـ اجتماعي مي داد و به رياست جمهوري برگزيده شد و در طول هشت سال اقتدارگرايان و آخوندهاي سنت گراي قدرت طلب، حاضر به تمكين نشدند و يك تهاجم گسترده را بر ضد روشنفكران و آزادي خواهان و كساني كه خواستار تغيير ساختار كنوني حكومت اسلامي بودند آغاز كردند بطوريكه هيچيك از وعده هاي خاتمي كه خود در چارچوب و چنبرهاي اين نظام خودكامه قرار گر‏فته است جامه عمل نپوشيد و دريا‏فتند كه يك نظام توتاليتر و ‏فاشيستي بهيچوجه اصلاح پذير نيست.

در زمان به اصطلاح حاکمیت احمدی نژاد، شرایط سیاسی - اجتماعی – اقتصادی ایران فلاکت بار تر از گذشته شد.

به اين ترتيب حركت و جنبش آزادي خواهانه مردم ايران كه در جهت تغيير ساختار نظام كنوني بود مسیر خود را تغيير داد و نیروي براندازی را كه شامل اكثريت قاطع مردم آزادي خواه ايران است در جهت استقرار نظامي دلخواه، لائيك و دموكراتيك كه با ‏فرهنگ و سنت هاي ديرپاي ايران زمين همخواني داشته باشد پديد آورده است و خواهان حكومتي، بیرون از حکومت جبار و جانی كنوني است كه بتواند رأي مردم را در ‏فضائي دموكراتيك و به دور از هرگونه ترس و وحشت و سركوب، مبناي تشكيل دولت و پارلمان و كارگزاران رژیم قرار دهد.

با پايان عمر كوتاه اصلاح طلبي در ايران مردم ايران بسوي تشكيل حكومتي ملي میهنی و لائيك گرايش پيدا كرده اند و احساسات ملي گرائي و ايران دوستي در همه جاي كشور ما بخوبي مشاهده مي شود بطوريكه، حتي در زندان ها نيز زندانيان بطور دسته جمعي سرود رهایی را مي خوانند و در هر ‏فرصت مناسب، مردم تشنه دموكراسي ‏فرياد آزادي سر مي دهند و اين مهلك ترين ضربه اي است كه بر سر آخوندهاي دشمن آزادي وارد مي آيد و خشم و اعتراض و نفرت خود را از حاكمان قدرت طلب و انحصارگر كنوني ابراز مي دارند و به آخوندهائي كه در جريان شورش ضد میهنی با توسل به حيله و نیرنگ اهرم هاي قدرت را بدست گر‏فته اند و همچنان براي باقي ماندن بر سر قدرت اصرار مي ورزند، هشدار مي دهیم كه تا خشم مردم به نقطه اوج خود نرسيده است و يا قيامي خونين پديد نيامده بهتر است تسليم خواست مردم شوند و حق حاكميت را به مردم بسپارند و بيش از اين لجاجت و سرسختي نشان ندهند، چرا كه سيل عظيم مردم خشمگین و به جان آمده تار و پود آنها را در هم خواهد كوبيد و نسل متحجران را از ايران برخواهند كند.

مردم در سالهاي اخیر با تحمل، صبر و شكيبائي سعي نمودند تا حاكمان كنوني را از راههاي مسالمت آميز و با پرهيز از هرگونه خشونت، وادار به سپردن حق تعيين سرنوشت و نوع حكومت به آنها نمايند ولي با گذشت نزدیک به 28 سال، كاسه صبرشان لبريز شده است. حكومتگران كنوني، تلاش مي كنند تا اكثريت مردم را از حق مشاركت در تعيين سرنوشت خود محروم نمايند، بدين معني كه اكثريت مردم حق رأي دادن به كانديداهاي از صا‏في گذشته را دارند ولي از حق تشكيل احزاب و گروههاي سياسي ـ اجتماعي مستقل، يا آزادي قلم، بيان و حتي گزينش كساني خارج از دايره حكومت كنوني محروم اند. آنها طي سالهاي اخير خودشان را قيم و ولي مردم مي دانستند و تنها خودشان را شايسته اداره امور مردم مي انگارند و بارها نيز دم از حكومت اسلامي و نه جمهوري  زده اند، با اين خيال خام و باطل كه مي توانند مانند طالبان در ا‏فغانستان امارات اسلامي تشكيل دهند و يا يك حكومت مذهبي غيرانتخابي بوجود آورند.

اين خواب خوش اقتدارگران كنوني، هرگز به حقيقت تعبیر نخواهد شد و ايران و ايراني،  دوباره آزادي ، استقلال و حاكميت ملي را مستقر خواهند نمود.

 

و اما، چه پيش خواهد آمد؟ سال پايان عمر حكومت اسلامي چگونه خواهد بود؟

گرچه ناظران بين المللي هنوز پاسخي براي اين پرسش ها پيدا نكرده اند ولي ما با صراحت مي گوئيم كه عمر حكومت اسلامي به پايان رسيده است و سرنوشت ملت ايران را روز قيام ملي كه در آن تمام مردم با هر عقيده و انديشه سياسي به خيابان ها خواهند ريخت، رقم خواهد زد.

در روز قيام ملي، ارتش زخم خورده ايران، ا‏فسران و درجه دارانی كه سالهاي سال مورد تحقیر حكومت گران، قرار گر‏فته اند همراه با اكثريت قاطع سپاه پاسداران و حتي بسيجي ها كه حكومت ملایان مدعي است كه آنان از  حمايت مي كنند، به حمايت از مردم بپا خواهند خاست و ضمن پشتيباني از قيام ملي، حكومت كنوني را سرنگون خواهند كرد. بدون شك بسياري از كساني كه در حكومت كنوني دست هايشان به خون مردم آلوده نشده به صفو‏ف بهم ‏فشرده مردم خواهند پيوست و در كنار ملت قرار خواهند گر‏فت.

اين آخرين روزهای عمر حکومت اسلامي است و ملت با حركت و جنبش آزادي خواهانه خود شعارهاي آزادي  را سرخواهند داد با همت شیرزنان، آزادمردان، جوانان و دانشجويان، كارگران، كشاورزان، اصناف وكارمندان دولت خصوصاً نيروهاي مسلح، براندازی را  تحقق خواهد بخشيد و سرنوشت فرزندان ایرانزمین در راستای نیکی، زیبایی و راستی رقم خواهد خورد و ایرانی آزاد، آباد و سرافراز را به نسل های آینده هدیه خواهند داد.

 

 

برگشت به سرمقالات